اطلاعیه جمعی از خانواده شهدای مجاهد خلق در شهرستانهای شمالی کشور در دفاع از علیرضا یعقوبی

Untitled-1باخبر شدیم فردی بنام ایرج مصداقی طی مقاله ای، یار و دوست و معلم فرزندان شهیدمان، علی یعقوبی را همکار وزارت اطلاعات آخوندی نامیده است. زهی بیشرمی.

ما علی یعقوبی را از زمان رژیم گذشته می شناسیم. فرزندان ما در آن زمان تحت تأثیر فرهنگ آن زمان، بدنبال مسائلی بودند که توسط حکومت وقت تبلیغ می شد و این با فرهنگ خانوادگی و محلی ما همخوانی نداشت. ما از سالهای۱۳۵۳ببعد سخن می گوئیم. بیکباره متوجه تغییری در رفتار و کردار فرزندانمان شدیم. شب ها اول غروب خانه بودند. به خانواده احترام می گذاشتند. دنبال درس و مشق بودند و هر کدام کتابی گرفته و می خواندند. از آنها که سؤال می کردیم که چگونه این قدر تغییر کرده اید؟ می گفتند ما عضو تیم علی یعقوبی هستیم. علی یعقوبی تیم فوتبالی داشت و فرزندان ما که عاشق این ورزش بودند، عضو تیم او شده بودند. در سن های مختلف. او به هرکدام از آنها کتابی از دکتر شریعتی و نویسندگان دیگر آن زمان می داد که شبها می خواندند و بین هم رد و بدل می کردند. این تأثیری بود که او بر روی فرزندانمان گذاشت. در شهر ما همه او را دوست داشتند. خانواده و بالاخص مادرش زنی خیری بود که همه در شهرمان او را می شناختند. علی یعقوبی فردی متواضع و با ادب و انساندوستی بود که هنوز بعد از چهل سال از آن دوران هنوز همه او را با این خصوصیات می شناسند.

درگیری های او با ساواک و رژیم گذشته و شکنجه هایی که شده بود را همه در شهر کوچک محل اقامتش می دانستند. او بعد از انقلاب اولین نفری بود که کتابهای مجاهدین و عکس های مسعود رجوی را به شهرمان و روستاها و شهرهای اطراف می برد. او با صورتی که برای دورانی فلج شده بود، به این یا آن شهر و روستا می رفت و در خانه ها و مکان های مختلف با جوانان و مردم صحبت می کرد و آنها را به حمایت از مجاهدین دعوت می کرد. او برای ادامه معالجات به خارج سفر کرد و بیش از ۱۵ سال بود که از او بی خبر بودیم. در این فاصله فرزندان ما که به مجاهدین پیوسته بودند بعد از ۳۰ خرداد سال ۱۳۶۰ دستگیر و در شهرهای مختلف از لنگرود، رودسر، رامسر و چالوس اعدام شدند. آنها از دوستان و یاران علی یعقوبی بودند که توسط او با مجاهدین آشنا شده بودند و بسیاری از آنها از همان سال ۱۳۵۲ عضو تیم علی یعقوبی بودند.

او در سال ۱۳۷۳ به ایران آمد، برای ما حضور او در ایران تعجب آور و نگران کننده بود بخصوص که شنیده بودیم که جمعی از افراد وابسته به رژیم طوماری تهیه کرده و به مقامات اطلاعاتی شکایت کرده که چرا اجازه ورود به کشور را به فردی منافق داده و وجود او را در شهر کوجک مان ایجاد مشکل آفرین می دانستند.

کسانی که با شهرستانهای کوچک سر و کار داشته باشند، می دانند که در اینگونه شهرها صف بندی ها مشخص است. اقلیت کوچکی هوادار رژیم هستند که همه انگشت نما هستند و اکثریت قاطع در مقابل آنها. حضور علی یعقوبی با آن سابقه می توانست مشکل ساز باشد. اکثر دیدارهایش از شهر کوتاه و گاها به یک روز نمی رسید. او بین مردم شهرهایمان، از محبوبیت خاصی برخوردار بود. همه به او احترام می گذاشتند. سادگی و بی غل و غش بودن و رفتار مردمی و منش انسانی اش، شهره خاص و عام بود.

فردی را از طرف خانوادهایمان نزد او فرستادیم و از او دعوت کردیم که برای ما از وضعیت خودش و مجاهدین بگوید. این گفتگو بین ما و او در خانه یکی از شهدای مجاهد خلق صورت گرفت. او دلایل آمدنش به ایران را با ما در میان گذاشت و اینکه حالا هم تحت نظر و فشار وزرات اطلاعات قرار دارد. او با ما از مجاهدین و مسعود رجوی سخن گفت. از اینکه مجاهدین به مبارزه خودشان ادامه می دهند. ما دوبار با او گفتگو داشتیم و سؤالهای خودمان درباره مجاهدین و تبلیغات سوئی که رژیم علیه مجاهدین می کرد را با او در میان گذاشتیم. او بما اطمینان داد که مجاهدین بشکل یک ارتش در آمده اند و در مرزهای ایران و عراق مستقر هستند و منتظر فرصت برای عملیات نهایی برای آزادسازی ایران هستند.

وضعیت امنیتی فرصت نمی داد که متوجه شویم چه بر سرش آمد فقط می دانستیم که دستگیر شده و خانواده اش دربدر شده اند، تا اینکه متوجه شدیم که از ایران فرار کرده و به خارج رفته است. نوشته های او را دوستی از کامپیوتر برمی داشت و بین ما خانواده ها پخش می کرد. بخصوص در جریان تظاهرات مردم در سال ۱۳۸۸ که نوشته های او در وبلاگ های مختلفی که ساخته بود بسیار خواندنی و جذاب و انگیزاننده بود.

مطالب و نوشته های او در حال حاضر برای ما در حمایت از فرزندان مجاهدمان راهگشاست. پیام او پیام فرزندان شهید ماست. ما او را دامه دهنده راه فرزندانمان می دانیم و با امضای این اطلاعیه اعلام می کنیم علی یعقوبی چشم چراغ ما و شهر ماست. اگر باور ندارید به شهرهایمان بیایید. ما هرگونه اتهام به او را در خدمت رژیمی می دانیم که فرزندان ما را فقط بخاطر حمایت از مجاهدین اعدام کرده است. به هر آنکسی که به او اتهام زده و بی حرمتی می کند، می گوییم شرم کنید. وای اگر از پس امروز بود فردایی

تعدادی از خانواده های شهدای شهرستانهای لنگرود، رودسر، رامسر و روستاهای تابع

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s