از ۳۰ تیر ۳۱ تا ۲۸ مرداد ۳۲ (۹)_ علیرضا یعقوبی

 از ۳۰ تیر ۳۱ تا ۲۸ مرداد ۳۲ (۹)

با افشای طرح کودتا، ضربه سختی بر کودتاگران وارد آمد اما دولت به بی عملی گرفتار آمده بود. بودند افرادی همچون شهید راه وطن دکتر فاطمی که موضع سر سخت تر و قاطع تری را علیه کودتاگران را طلب می کردند ولی اکثر اعضای دولت را کسانی تشکیل می دادند که از قاطعیت دسته اول برخوردار نبودند. کودتاچیان با درک این وضعیت با بالا بردن بالن سفید، کودتا را سه روز عقب انداختند. تاریخ جدید هم از سوی حزب توده به اطلاع مصدق رسید. اینبار سرلشگر ریاحی رئیس ستاد ارتش از سوی مصدق مأمور شد که به نیروهای وفادار به دولت آماده باش بدهد.

کودتاچیان نیمه شب ۲۵ مرداد حمله را آغاز کردند. دکتر حسین فاطمی و مهندس حق شناس وزیران کابینه و زیرک زاده نماینده مجلس از جبهه ملی دستگیر شدند. تلفن ستاد ارتش قطع و مرکز تلفخانه بازار را کودتاچیان اشغال کردند.

در نیمه شب کیانوری، ماجرا و محل زندان افراد دستگیر شده را بهمراه جزئیات امور به مصدق اطلاع داد. او اضافه نمود که چند کامیون ارتشی برای دستگیری نخست وزیر و جیپی برای دستگیری رئیس ستاد ارتش در راهند. آماده باش فوری کار خود را کرد. سرگرد نصیری که مأمور ابلاغ عزل مصدق شده بود توسط سرهنگ ممتاز افسر محافظ خانه مصدق و معاونانش سرگرد موسی مهران و سرگرد ایرج داورپناه، دستگیر شد. افسران ستاد ارتش، سرگرد شقاقی از عوامل دیگر کودتا را دستگیر کردند. ستاد ضد کودتا سریعا دست به کار شد. تا صبح بیشتر عوامل اصلی کودتا شناسایی و عده ای از آنها نیز دستگیر شده بودند. خبر شکست کودتا به روزولت رسید. طی تلگرافی رمزی، دالس او را در جریان ماوقع گذاشت. او تأکید کرد که با توجه به حضور سازمان نظامی حزب توده می بایستی مطابق با نظر انگلیسی ها عمل می کردند که آنها را از شروع کودتا توسط ارتش منع کرده بودند. زمان داشت از دست می رفت.

شاه ۲۴ مرداد بهمراه همسرش به کلاردشت رفته بود تا بر اساس طرح در هنگام وقوع کودتا در تهران نباشد. وقتی از شکست کودتا با خبر شد و اینکه افسران وفادار به مصدق، افراد گارد شاهنشاهی را دستگیر کرده و به مهر و موم کاخ ها مشغولند. او از طرف سرگرد هادی کسرایی معاون گارد شاهنشاهی در حال دریافت گزارش امور در کلاردشت بود که کسرایی دستگیر شد. او خبردار شد که ارنست پرون دوست نزدیک و از عوامل دیرپای انگلیس در ایران هم جزء دستگیر شدگان است.

مأموران به اسناد محرمانه دفتر مخصوص شاه دست یافتند. نامه هایی که همان روزها بین اشرف و شاه ردو بدل شده بود و بسیار اسناد و مدارک و نامه های دیگر که هر کدام از آنها حکایت از یک رسوایی دربار و شخص شاه داشت. همه مدارک به دفتر نخست وزیری انتقال یافت. ابوالقاسم امینی برادر علی امینی و کفیل وزارت دربار که دکتر مصدق او را بر این کار گماشته بود، دستگیر شد. او طی نامه ای به مصدق، ضمن ناسزاگویی به شاه از دکتر مصدق طلب عفو و بخشش نمود. بدتر از ناسزاگویی ابوالقاسم امینی به شاه، مطالبی بود که بازجویان ستاد ارتش از سرگرد نصیری شنیدند. او از ترس اعدام، بدترین اعمال را به شاه نسبت داد بطوریکه سرگرد شقاقی که همراه با او دستگیر شده بود به او اعتراض کرد. سرگرد مهدی رحیمی (۱) به دستور سرلشگر ریاحی از روز ۲۶ مرداد کارتهیه پرونده سرگرد نصیری و سرگرد شقاقی از عوامل کودتا برای طرح در دادگاه نظامی را بعهده گرفت.

شاه که در کلاردشت منتظر خبر از ستاد کودتا و خواهرش اشرف بود، با خبر شد که روستائیان و مردم کلاردشت با بیل و کلنگ به سوی محل اقامت او در حرکتند. او مرگ را در جلوی چشمهایش می دید لذا فرار را بر قرار ترجیح داد. سرگرد خاتم خلبان، هواپیمای مخصوص شاه را آماده کرده بود. ابوالفتح آتابای میرآخور سلطنتی، چمدانها را در هواپیما انداخت. در حالیکه یک افسر گارد و یکی از پسر عموهای ثریا مشغول گفتگو با مردم بودند تا شرایط فرار شاه را فراهم آورند، خاتم هواپیما را از زمین کند در حالیکه ثریا از ترس، لنگه کفشش را روی زمین جای گذاشته بود.

فرار شاه را مردم جشن گرفتند. آنها مجسمه های شاه را پائین کشیدند. فریاد «مرده باد شاه» از همه جا بگوش می رسید. شکست کودتا و فرار شاه و شور و هیجان مردم را خبرگزاری های بین المللی به سراسر عالم گزارش می کردند.

شاه فراری هواپیمایش در بغداد برای سوخت گیری بر زمین نشست. مظفر اعلم سفیر ایران در عراق حاضر نشد به استقبال او برود. مقصد بعدی شاه رم بود. در رم، نظام السطان خواجه نوری سفیر ایران در ایتالیا به فرودگاه نرفت که هیچ ، حتی حاضر نشد که اتومبیل مخصوص سفارت را در اختیار او بگذارد. شاه در طول یک روز تبدیل به آواره ای شده بود که همه از او گریزان بودند و کسی به او اعتنائی نمی کرد. او تاج و تخت را از دست رفته می دید.

دکتر فاطمی طی سخنانی اعلام نمود: «جنایات پهلوی روی فاروق را سفید کرد. خائن همیشه خائن است. کودتای اجنبی نقش بر آب شد. شاه به اولین سفارت انگلیس یعنی عراق پناهنده شد. خدا را شکر که آخرین پایگاه سی ساله انگلیس یعنی دربار پهلوی منهدم شد…»

روزنامه های اروپایی در سر تیترشان این خبر جلوه ای خاص داشت: «رژیم سلطنتی در ایران سقوط کرد».

پاورقی:

۱- سرگرد مهدی رحیمی بعدها در سال ۵۷ با درجه ارتشبدی فرماندار نظامی تهران شد و پس از پیروزی قیام بهمراه نصیری و دو تن دیگر از امرای ارتش تیرباران شد.

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s