انقلاب ما و تجربه مصر (۱)_ علیرضا یعقوبی

 انقلاب ما و تجربه مصر

مقدمه:

انقلاب در دو کشور ایران و مصر علیه دو دیکتاتوری وابسته به فاصله ۳۴ سال از یکدیگر به پیروزی رسید. در پی هر دو انقلاب دو حکومت بنیادگرا قدرت را بدست گرفتند. اگر خمینی با ملیت و شخصیت های ملی و تاریخی این وطن همچون دکتر مصدق و ارزش های دمکراتیک تضادی آشتی ناپذیر داشت و «دمکراتیک و ملی را فریب خلق می خواند» و در دیدی مطلق گرایانه از حکومت، «جمهوری اسلامی را در پسوند شعار پیشین تنها شعار حق می نامید و رژیمش را «مقدس » می خواند، اخوان المسلمین هم در مصر در نقطه آغازین فعالیتش به مقابله با ارزش های ملی که جمال عبدالناصر قهرمان تاریخی ملت مصر آن را نمایندگی می کرد، برخاست. اما چه شد که در ایران به حاکمیت بنیادگرایانی گرفتار آمدیم که ۳۵ سال است که بیدریغ خون می ریزند و جنایت می کنند و جامعه به دور تسلسلی گرفتار امده است که راه را از چاه نشناخته به امام زادگانی دخیل بسته است که تنها هنری که دارند همانا کور کردن تمامی خواسته های آزادیخواهانه و ملی گرایانه است. هنوز چند روزی از گرامی داشت خاطره قیام دانشجویی ۱۸ تیر ۷۸ نگذشته است. هنوز نقش خیانتکارانه و بغایت جنایتکارانه محمد خاتمی در مقام رئیس جمهوری در سرکوب آن قیام بدرستی تحلیل و تبیین نشده است. هنوز جمعی از روشنفکران ایرانی توده مردم را به رأی دادن به این یا آن «اصلاح طلب» فرامی خوانند و منتهای حضیض ذلت و خواری را «مبارزه مسالمت آمیز و بدون خشونت» می نامند. و در نقطه مقابل هنوز از یکسال از حاکمیت بنیادگرایان «اخوان المسلمین» در مصر نگذشته که «جنبش تمرد» فراتر از دستجات، گروه ها، سازمانها و احزاب سیاسی در مصر شکل می گیرد تا نماینده تمام مصری ها برای دفع شر «بنیادگرایی» باشد. در میدان تحریر قاهره می توان حضور آن مسلمان آزادیخواه را در کنار ملیون و کمونیستها و دیگر اقشار جامعه بعینه شاهد بود که با اتحاد و یکدلی، تلاش دارند غول »بنیادگرایی» را در مصر پس زنند، چرا که در طول یکسال گذشته به عمق ماهیت آن و خطری را که آینده مصر و در ابعادی فراتر منطقه را تهدید می کند، پی برده اند. نمی خواهند اجازه دهند که مصر به چنان سقوطی گرفتار آید که امروز ملت ایران با گوشت و پوست و خون خود آن را تجربه می کنند. ببینیدولی فقیه تهران چه خواب و خیالهایی را برای آینده مصر دیده بود.

احمد بخشیایشی یک پاسدار – نماینده مجلس در مقام کارشناس استراتژیک و استاد روابط بین الملل البته در کجا ؟ مهم نیست اما به گفته های او که عینآ نقل می شود توجه کنید:

«احمد بخشایشی در گفتگو با عصر ایران:

مرسی باید در کنار ارتش مصر ، نهادی مانند سپاه ایجاد می کرد.

مرسی باید یک «جیش الشرعی» ایجاد می کرد…دو سناریو پیش روی اسلامگرایان مصر قرار دارد. اول اینکه راه اسلامگرایان الجزایر را طی کنند و اقدام مسلحانه انجام دهند.راه دوم، راه اسلامگرایان ترکیه است که بعد از کودتای ارتش،کنار رفتند ولی آرام آرام بازگشتند.

عصر ایران؛ هومان دوراندیش – احمد بخشایشی، نماینده مجلس شورای اسلامی و استاد روابط بین الملل، معتقد است دولت مرسی در اثر کودتا سرنگون شده است ولی این کودتا با رضایت اکثریت مردم مصر رخ داد.

وی در گفتگو با عصر ایران، اشتباهات مرسی بویژه در زمینه سیاست خارجی را ، در کنار ناکارآمدی دولت اخوانی مرسی، دلیل اصلی روگردانی مردم اسلامگرا و توده‌های فقیر مصر از رئیس جمهور بداقبال این کشور می‌داند.»

ارتش مصر واقف به چنین خواب و خیالهایی ناچار به دخالت می شود. بهتر است به بخش پایانی گفتگوی آخر محمد مرسی با وزیر دفاع آن کشور از قول روزنامه مصری «الوطن» نظری بیندازیم: «مرسی که تصمیم وزیر دفاع مصر را جدی می دید ، یک بار دیگر تهدید کرد و گفت:» خوب حالا که اینطور شد خواهی دید که چه جنگی را به راه خواهیم انداخت و خواهی دید که چه کسانی پیروز خواهند شد.»

السیسی در حالی که مرسی را ترک می کرد ، در جواب وی گفت :» ملت ، ملت پیروز خواهد شد.»

جواب السیسی از هر جایگاهی که عنوان شده باشد، ترقیخواهانه و قابل تحسین است. اراده ای فراتر از اراده ملت وجود ندارد. حتی پیامبر اسلام هم عشق به وطن را از ایمان می داند: «حب الوطن من الایمان»، در مقابل بنیادگرایانی که هنوز از روابط عشیره ای و قبیله ای و ارزش های جاهلیت خلاص نشده، دم از «امت اسلامی» می زنند. به درونشان که روید، دو نفر را متحد هم نمی بینید. هر کدام علامه ای و اندیشمندی هستند که حتی درباره چگونگی بازگشت به ۱۴۰۰ سال قبل هم با یکدیگر متحد نیستند. حال باید به این سؤال کلیدی پاسخ داد که چه عواملی باعث غفلت ما، نیروها و گروهها و احزاب سیاسی ما از بلیه خمینی و بنیادگرایی شد و چگونه ملت مصر علیرغم آنکه از جریانات و گروههایی پاکباز و مبارز همچون ما برخوردار نبودند، توانستند با جمعبندی از تجربه یکسال گذشته خود و درس آموزی از تجربیات بزرگ انقلاب ایران در قدم اول «بنیادگرایی» را پس زنند.

از دوستان خواهش دارد که با اعلام نظر خود، ضمن ایجاد فضا برای گردش هر چه بیشتر این بحث در دنیای مجازی به لایک زدن صرف قناعت ننمایند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s