اندک اندک جمع مستان می رسند (۱۳)_ علیرضا یعقوبی

 اندک.gif-08

در مبحث قبلی ضرورت ایجاد «جبهه متحد خلق» برای جبران عقب ماندگی ها و بازسازی و سازندگی ایران در نیل به استقلال و آزادی سخن گفته شد. حال به سراغ مختصاتی می رویم که می بایستی «جبهه متحد خلق» از آن برخوردار می بود تا بتواند جامعه ایران را بعد از حدود یک قرن از انقلاب مشروطه به سمت تحقق اهدافش هدایت کند. مسلما تنها وحدتی می توانست از مبانی درست و منطقی برخوردار باشد که بتواند تضمین کننده پیشرفت همه جانبه و فراگیر بسمت تحقق آرمانهای جامعه باشد.

خصوصیات «جبهه متحد خلق»:

۱- ضد ارتجاع:

از آنجائیکه بزرگترین خطری که جامعه ایران را از همان اوان انقلاب تهدید می کرد، حاکمیت ارتجاع که خمینی و آخوندهای همراه آن روح مجسم آن بودند، محسوب می شد. هر جبهه متحد خلقی اولین خصوصیت آن در «ضد ارتجاع» و عقب ماندگی و تحجر بودن بعنوان خطر اصلی که جامعه ایران را تهدید می کرد، تعریف می شد. یعنی صد اصلی و تضاد اصلی که می توانست حرکت جامعه بسمت آرمانهای اعلام شده یعنی استقلال و آزادی با خطر جدی مواجه و همراه سازد.

۲- ضد وابستگی:

تنها شخصیت ها و نیروهایی در این جبهه جای داشتند که بلحاظ جایگاه طبقاتی و اهداف و برنامه هایی که دنبال می کردند، ضد وابستگی به بیگانه و بالاخص سیاستهای نو استعماری بوده و این را در جریان عمل به اثبات رسانده باشند.

۳- دمکرات و آزادیخواه:

نیروهای تشکیل دهنده «جبهه متحد خلق» می بایستی به آزادی و دمکراسی بعنوان تنها عاملی که می تواند فرصت های برابر برای همه را فراهم آورده و از تبعیض و ایجاد رانت ویژه برای دسته و یا گروهی جلوگیری کند، معتقد باشند و الزام عملی به آن داشته و از هرگونه انحصارطلبی و یا هژمونی خواهی تحت هر نام و یا سیادت طبقه ای بدور باشند.

۴- اعتقاد به سکولاریسم:

نیروهای شرکت کننده در جبهه، معتقد به جدایی دین از دولت بوده و قوانین را برخاسته از میل و نظر جامعه و نشآت گرفته از شعور و عقل بشری و دستاوردهای آن بدانند. یعنی روح قانون باید با عقل و شعور انسانی مطابقت داشته باشد. هر چیزی جز این راه به تبعیض و نابرابری و امتیاز ویژه برای یک دین و آئین برده و بشدت مذموم می باشد.

۵- جمهوریخواه:

تنها ظرفی که می تواند ضامن آزادی آحاد جامعه باشد، جمهور مردم و بازگشت به رآی و نظر تمامی اقشار جامعه با رآی و نظر مستقیم و مخفی آنها در مدت زمان محدود و تعیین شده است. تنها با اعتقاد به جمهوریت است که می توان از میل حکومت بسمت دیکتاتوری و استبداد فردی جلوگیری بعمل اورد. باید یادآوری نمود که سلطنت در شرایط خاص جامعه ایران نمی تواند مشروط باقی مانده و تجارب پیشین بیانگر این واقعیت بود که در نهایت سلطنت با میل به استبداد و دیکتاتوری فردی بقای خود را به عنصر خارجی و ضد استقلال گره زده و از سعادت و پیشرفت جامعه جلوگیری بعمل می آورد. کودتای ننگین ۲۸ مرداد بزرگترین گواه این ادعاست که جامعه ایران را از پیشرفت و ترقی و پیوستن به خانواده ملل پیشرفته برای یک دوره تاریخی بازداشت و زمینه ساز حکومت آخوندی را شد.

مسلما در کنار اعتقاد و التزام عملی به این اصول بنیادین می بایستی «جبهه متحد خلق» از برنامه عملی برای گذار از وابستگی و تأمین حقوق آحاد جامعه از کارگران و زحمتکشان تا برابری حقوق زنان و به رسمیت شناختن حقوق اقلیت های ملی و قومی و مذهبی برخوردار می بود و همچنین از اساسنامه ای که روابط داخلی جبهه متحد خلق را تعریف می نمود چرا که ادعای «همه با هم» خمینی در جریان عمل راه به «همه با من» و «همه با اسلام عزیز» که نام ثانی خمینی محسوب می شد، برده و ورشکستگی و ضد ارزشهای انسانی و ضد ترقیخواهی و ضد دمکراتیک بودن خود را در جریان عمل به منصه ظهور رسانده بود.

پس با اصول بنیادین یاد شده در بالا و با یک برنامه و راهکار عملی و استراتژی مدون می شد که اولا جامعه ایران را از بلیه خمینی و رژیمش رهانید و بنای ایرانی آباد و آزاد را در میل به ترقی و پیشرفت با فراهم آمدن و ایجاد فرصت های برابر برای همه، گذاشت. این تنها استراتژی راهبردی بود که می توانست مبنای توافق و اتحاد همه شخصیت ها و نیروهای دمکرات و استقلال طلب جامعه ایران قرار گیرد.

متأسفانه چنانکه در قسمت های بعدی این بحث مطرح خواهد شد، به این «ضرورت تاریخ» ی توسط شخصیت ها و گروهها و جریانات سیاسی بهای لازم داده نشد. گروههای چپ و مارکسیستی به گمان وجود یک فضای آزاد و دمکراتیک بسمت شعار «تشکیل حزب کمونیست» و «هژمونی طبقه کارگر» رفتند. تشتت و سردرگمی و ذهنیت نسبت به جایگاه اولیه خمینی و پایگاه توده ای او، شخصیت ها و گروهها و سازمانها و احزاب سیاسی مترقی و ملی را از حرکت بسوی این خواست تاریخی جامعه ایران بازداشت.

باید اعتراف کرد که سازمان مجاهدین با درک عمیق از ماهیت خمینی از یک سو و مرحله انقلاب از سوی دیگر، یگانه نیرویی بودند که ضرورت تشکیل جبهه خلق را مطرح ساخته و در این راستا گامهای عملی برای ایجاد جبهه متحد با گروههای همسو نمود (۱). ضرورت جبهه متحد خلق زمانی شفاف و بطور عینی تبلور یافت که خمینی کاندیداتوری مسعود رجوی را به بهانه عدم رأی دادن به قانون اساسی رژیمش با اصل ولایت فقیه را رد نمود. وحشت او از کاندیدایی که بتواند «جبهه متحد خلق» را در برابر حاکمیت ارتجاعی او محقق سازد، در این موضعگیری خمینی بعیان مشهود گشت. او در حالیکه ادعا نموده بود که بنا ندارد در امر انتخابات ریاست جمهوری دخالت کند، مجبور شد که با توجه به فضای همدلی عمومی بلاخص بین شخصیت ها و نیروهای انقلابی و مترقی و فرهیخته و روشنفکری جامعه در راستای ایجاد «جبهه متحد خلق» با کاندیداتوری مسعود رجوی در انتخابات ریاست جمهوری بوجود آمده بود، وارد صحنه شود و با اعلام این مطلب : «آنکه رأی نداه /حق نظر ندارد» با ایجاد جو هستریک و سرکوبگرانه از حضور کاندیدای نسل جوان و نیروهای مترقی و انقلابی در انتخابات جلوگیری بعمل آورد.

لازم به یادآوری است که حزب توده هم شعاری بنام «جبهه متحد خلق» را مطرح می ساخت که در اساس از خصوصیت «ضد ارتجاعی» و «ضد وابستگی» و «دمکراسی خواهی» و «اعتقاد به سکولاریسم» تهی بود و در جریان عمل چیزی بیشتر از «همه با هم» خمینی را تداعی نمی کرد. طنز تلخ تاریخ آنکه این جریان با ادعای مارکسیسم به قانون اساسی رژیم با اصل ولایت فقیه رأی مثبت داد و همگان را هم به شرکت در انتخابات برای دادن رأی مثبت به قاون اساسی که بر گرفته از فقه سنتی شیعه بود، فراخواند. این حزب برای نفوذ در انقلاب و نیروهای انقلابی در خدمت به اهداف بیگانه با طرح شعارهای انحرافی و اپورتونیستی، بزرگترین خدمت را به ارتجاع حاکم نموده و بزرگترین ضربه و خیانت را به تشکیل «جبهه متحد خلق» با ایجاد تشتت و انشعاب در سازمان چریکهای فدائی خلق ایران وارد آورد. «جبهه متحد خلق» از یک عضو بالقوه خود در مبارزه با ارتجاع و وابستگی برای یک دوره تاریخی محروم شد. البته پاسخ این خدمت را هم از سال ۶۳ ببعد با حمله ایلغار خمینی به آن حزب و جریان اکثریت دریافت نمود. اما اپورتونیسم ذاتی این حزب و دم و دنبالچه های اکثریتی آنها که از سی خرداد سال ۶۰ با جنایت و دست در خون بهترین فرزندان ملت ایران بردن نیز همراه شده بود، اکنون این جریانات را به زائده ای تبدیل کرده که سعی دارد در شکافهای موجود در حاکمیت کنونی ایران به زندگی انگلی و فسیلی خود بنوعی خفت بار و عمیقا ضد انسانی ادامه دهد. در این باره سخن زیاد رفته است.

بحث را در قسمت بعدی ادامه خواهیم داد.

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s