«پنج شورشی فوتبال» اریک کانتونا و جای خالی حبیب خبیری_ علیرضا یعقوبی

 559941_4862592247381_1418405357_n
این مقاله با همت و تلاش دوست بزرگوارم آقای مهدوی تهیه شده است که به رسم عیاری فقط بخاطر سهم کوچکی که در آن داشتم به بنده نسبت داده اند.
با تشکر از آقای یعقوبی
————————–

اریک کانتونا فوتبالیست نامدار فرانسوی و عضو سابق باشگاه منچستریونایتد انگلستان فیلم مستندی بنام «۵ شورشی فوتبال» درباره زندگی سیاسی ۵ فوتبالیست نامدار در دهه های گذشته و حاضر جهان تهیه کرده است که هر کدام منشا اثر عمیق در مبارزه علیه استبداد و خودکامگی در کشورشان بوده اند. این ۵ نفر که از دامن پر مهر و محبت خلق شان برخاسته بودند هیچگاه در سختترین برهه از تاریخ میهنشان، خلق محبوبشان را که تمامی شهرتشان را مدیون آنها بودند، رها نساخته بلکه در کنار آنها در مبارزه علیه خودکامگی و استبداد و توتالیتاریسم شوریدند و دین خود را به خلق محبوبشان ادا کردند.

اریکا کانتونا معتقد است که خارج از دنیای پرهیاهوی فوتبال و میادین مسابقه، عرصه دیگری برای مبارزه وجود دارد و آن شرکت در مسابقه و مبارزه علیه دیکتاتوری و اختناق و اعلام تنفر و بیزاری از غل و زنجیر برای احیا دمکراسی و آزادی و عشق و مودت و یکانگی و وحدت است. اگر در میادین بازی، فوتبالیست ها برای کنار زدن حریف مستقیم خود راهکارهای متفاوت را بکار گرفته تا با رهایی از کمند رقیب، پیروزی را برای هواداران تیمشان به ارمغان آورند در بیرون از میادین و دنیای پرشور و هیاهوی فوتبال میادین بزرگتری برای فتح دروازه های آزادی و دمکراسی وجود دارد. او تلاش می کند از زاویه دید خود در خدمت به جامعه بشری، این عرصه ها و میادین در کشورهای مختلف و درگیر با دیکتاتوری برای برداشتن اختناق و استبداد و خودکامگی را با تهیه فیلم مستند «۵ شورشی فوتبال»، به جهانیان بشناساند. این ۵ فوتبالیست در کنار افتخارآفرینی در میادین مسابقه توانستند در عرصه وسیعتر یعنی در صحنه مبارزه با دیکتاتوریهای خودکامه ، آزادی و دمکراسی و امنیت را برای ملت خویش به ارمغان آورند. این فوتبالیست های نامی عبارتند از دیدیه دروگبای اهل ساح عاج و مهاجم سابق تیم چلسی انگلیس و حال حاضر گالاتاسرای ترکیه. او در حالیکه وطنش درگیر جنگهای داخلی بود و جنگ سالاران تمامی هم و غم خود را در نابودی کشورشان بکارگرفته بودند، توانست از طریق فوتبال و دعوت و فراخوان همه به توافق بر سر «وحدت ملی» ساحل عاج، همه نگاهها را به سوی خود و دیگر یارانش در تیم ملی ساع عاج برگرداند و زمینه توافق ملی و آتش بس در جنگ داخلی آن کشور را فراهم اورد. دومین فوتبالیست کارلوس کازلی شیلیایی است که در دوران حاکمیت پینوشه در شیلی علیه حکومت کودتایی او شورید. او هرگز حاضر نشد که در «استادیوم ملی» آن کشور که به خون هزاران شیلیایی آزاده و دمکرات آغشته شده بود، بازی کند. او حتی در دیدار اعضای تیم ملی فوتبال شیلی با دیکتاتور، از دست دادن با او امتناع ورزید و بهای ای آن را با شکنجه مادرش توسط عمله کودتا پرداخت. او به آرمانهای سالوادور آلنده رئیس جمهور محبوب شیلی وفادار ماند و چون در اسپانیا توپ می زد از تمام امکانات خویش برای افشاگری علیه دیکتاتور جنایتکار استفاده کرد تا اینکه کشتی توفان زده شیلی در ساحل امن دمکراسی پهلو گرفت. بازیکن دیگر رشید مخلوقی الجزایری – فرانسوی بود که در باشگاه سنت اتین توپ می زد و عضو تیم ملی فرانسه نیز بود. او در اوج مبارزات ملت الجزایر برای استقلال به کشورش بازگشت و توپ زدن در قالب تیم ملی الجزایر در استادیوم ویران شده کشورش توسط استعمارگران را به بازی در استادیومهای مدرن فرانسه ترجیح داد و در کنار جبهه آزادیبخش ملی الجزایر (FLN) محبوبیتی در حد علی بلحاج در بین مردم الجزایر پیدا نمود و سرانجام جشن استقلال الجزایر را در کنار مردمش جشن گرفت و در تاریخ مبارزات مردم الجزایر جاودانه شد. چهارمین فوتبالیست پردراگ پاسیج فوتبالیست بوسنیایی بود که در اسپانیا توپ می زد و در اوج نسل کشی مردمش توسط صربها به کشورش بازگشت و هیچگاه تا پایان این جنایات توسط تیم رادوان کارادیچ و ملاویچ و هاجیچ کشورش را ترک نکرد. او فریب کارادیچ و ملاویچ را که قول داده بودند که به مردم بیدفاع حمله نخواهند کرد را نخورد و برای بازی به اسپانیا بازنگشت و تا با به رسمیت شناخته شدن استقلال بوسنی هرزگوین و پایان یافتن قصه پرغصه خلق بوسنی دامن محبت خلقش را رها نساخت. و بلاخره پنجمین فوتبالیست کسی نبوده و نیست جز پزشک نوعدوست و انسان والامقام و کاپیتان تیم ملی برزیل دکتر سوکراتس. او که در تیم فوتبال کورنیتیاس برزیل توپ می زد در سالهای حاکمیت استبداد و حکومتهای توتالیتری در برزیل «دمکراسی قرنینتال» را پایه گذاری کرد. او و هم تیمی هایش در اعتراض به دیکتاتور های حاکم در برزیل، پیراهنی را به تن می کردند که بر آن کلمه «دمکراسی» نقش بسته بود. او سمبلهای زندگیش را کسانی همچون فیدل کاسترو و، چه گوارا و جان لنون قرار داده بود و آرزو می کرد که همچون «چه گوارا» بتواند «دمکراسی» را در همراهی با مبارزه مردمش در برزیل به ارمغان آورد. قدرت عمیق تفکر و ژرف اندیشی اش از او انسانی والامقام و آزادیخواه ساخته بود.

با ارج گذاری بر این تلاش انسانی اریک کانتونا که نشان از ژرف نگری و عمق عواطف انسانی او دارد باید اذعان نمود که در میان این ۵ فوتبالیست شورشی جای قهرمان ملی و کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران شهید «حبیب خبیری» خالی است. اگر نیک توجه کنیم، بجز دکتر سوکراتس که به مرگ عادی دارفانی را وداع گفت، ۴ فوتبالیست دیگر عاقبت به خیر شده و به زندگانی خویش ادامه می دهند و دیدیه دروگبا کماکان در تیم گالاتاسرای ترکیه توپ می زند و این یعنی ، دیکتاتوریهای کودتایی و استعمارگران هم حد و مرزی را برای جنایت خود می شناسند و بنا به اعتبار و جایگاهی که ورزشکاران و قهرمانان تیمهای ملی دارند از دست درازی و آسیب رسانی به آنها ابا دارند و همین حاشیه امنیت نانوشته به این چهرههای محبوب کمک کرد که با استفاده از جایگاهی که از آن برخوردار بودند، منافع ملی و خدمت به دمکراسی و آزادی وطن و هموطنان خود را به پیش برده و وظیفه و دین ملی و میهنی شان را به مام وطن ادا نمایند. اما حبیب خبیری این فرزند رشید ملت ایران و به گواه دوست و آشنا و هر آنکه با او دیداری داشته است از محجوبترین انسانها بود و همه را مجذوب اخلاق منحصر بفرد خود می ساخت در همراهی با ملت و مقاومت ظفرنموش، پس از تحمل شکنجه های وحشیانه جنایتکاران به دستور خمینی اعدام شد تا نشان دهد که دیکتاتوری او یعنی «فاشیسم مذهبی» هیچ حد و مرزی را به رسمیت نمی شناسد و در بستن یک قهرمان ملی و ورزشی به تیرک اعدام ابایی ندارد. او را نمی شود حتی با دیکتاتور خونخواری همچون پینوشه مقایسه کرد. باید اعتراف کنیم که در شناساندن اسطوره های ملی و مقاومت ایران به جهانیان از جمله اریک کانتونا، به دلایل مختلف کوتاهی و قصور فراوان داشته ایم. اگر حبیب خبیری این فرزند شایسته ملت ایران در پیوند با خلق محبوب خویش تا به آخر وفادار ماند و حتی حسرت یک آه را بر دل شکنجه گران و جنایتکاران گذاشت و تمامی راه مقاومت و ایستادگی را به شایستگی و صبوری پیمود تا شایسته نامیده شدن «قهرمان ملی» باشد، وظیفه مندیم که او را آنچنان که بود و آنچنان که به عهد خویش با خدا و خلق محبوبش وفا کرد را به جهانیان بشناسانیم. شناساندن مجاهد قهرمان شهید حبیب خبیری در واقع افشای تمام عیار ماهیت رژیمی است که حتی از اعدام قهرمانان ورزشی با تمامی افتخارآفرینی هایشان برای کشور دریغ ندارد، یک وظیفه ملی و میهنی است. فراموش نکنیم که حبیب خبیری بفاصله کوتاهی بعد از آخرین بازی اش برای تیم ملی در کویت که در آن موفق به گلزنی هم شد، دستگیر و به زیر شکنجه های وحشیانه کشیده شد. براستی چه کسی در دنیا متوجه شد که در این سالهای سیاه حاکمیت خمینی و خامنه ای و عمله تزویر و خیانت و جنایت چه بر ما و ملت ما گذشت؟ پس با شناساندن حبیب خبیری ها و در راستای افشای تمام عیار جنایات رژیم فاشیسم مذهبی حاکم بر وطن اسیرمان ایران به وظیفه ملی و میهنی خود قیام کنیم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s