انقلاب ۵۷ در دو خط (۲)_ علیرضا یعقوبی

زضا-خان

با ورود عنصر مبارز و مجاهد در معادله قوای بین قوای محمدعلی شاه مستبد و ستارخان و باقر خان از آذربایجان و یپرم خان و محمد ولی خان تنکابنی که قبلا گیلان را آزاد ساخته بودند و همراهی سردار اسعد بختیاری که اصفهان را فتح کرده بودند و یارای مجاهدان قفقاز و داشناک ها بنفع انقلابیون به هم خورد. بار دیگر این واقعیت به اثبات رسید که برای بدست آوردن آزادی باید بهای لازم را پرداخت و همچنین هیچ جنبشی بدون حضور عنصر انقلابی قرین پیروزی نخواهد بود و مهمتر آنکه اگر اراده مقاومت شکل بگیرد بر سرنوشت است که تغییر یابد و بر سدها است که فرو ریزند و بر پیروزی است که فرا رسند. شکست و پیروزی دو روی سکه مبارزه است. نه باید از پیروزی غره شد و نه در برابر شکست مرعوب. باید با عزم و اراده و بکارگیری تجارب راه نوینی را گشود. در شکست ها و پیروزی ها هدف نباید گمگشته و مغفول بماند. اینچنین بود که قوای استبداد در درگیری با مجاهدان و مبارزان مشروطه مجبور به قبول شکست شد و ُ ُاستبداد صغیرُ ُ درهم شکست. محمد علی شاه به سفارت روسیه گریخته و از آنجا به تبعید فرستاده شد و فرزند خردسالش بر تخت سلطنت نشست. از خزانه مملکت حتی مستمری برای شاه مستبدتبعیدی در نظر گرفته شد. او در تبعید هم از پای ننشست و به قصد تسخیر دوباره تاج و تخت از روسیه تزاری به کمک دولت آن کشور بفکر جمع آوری نیرو افتاد اما به یمن رشادت و از خودگذشتگی انقلابیون مشروطه توطئه او در هم شکست و اینبار جیره و مواجبی را هم که از صندوق دولت می گرفت بر باد داد.

اگر یکی سوی قدرت ذینفع در آن روز ایران یعنی روسیه از روبرو کمر به نابودی مشروطیت بست و از طریق مداخلات نظامی بفکر برچیدن اساس مشروطیت برآمد طرف دیگر، نفوذ از داخل در مشروطیت را از طریق سیاستمداران وابسته تدارک دید در قدم اول باید انقلابیون مشروطه خلع سلاح می شدند تا زمینه برای اقدام بعدی فراهم آید چرا که راه حل های استعماری تنها در فقدان یک نیروی انقلابی جان برکف است که می تواند از راه حل های ملی و مردمی پیشی بگیرد.با دسیسه ستارخان و باقر خان به تهران کشیده شدند و ماجرای پارک اتابک بوقوع پیوست. حال می بایستی شرایط داخلی و خارجی برای یک تحول کودتاگونه فراهم شود. رقیب خارجی روسیه درگیر امواج انقلاب ۱۹۱۷ شد و توجه اش به چالش های درونی بعد از قیام داخلی متمرکز گردید و تنها قدرت خارجی دیگر از دست بازتری برای پیشبرد اهداف خود برخوردار شد. بهانه انقلاب سوسیالیستی در کنار مرزهای ایران دغدغه خاطر مناسبی برای تحولی در ایران شد تا با یک دولت متمرکز بتواند به پایگاه مطمئنی برای جلوگیری از نفوذ آتی کمونیسم تبدیل شود. در عرصه داخلی تا آنجا که می شد از طریق عوامل آشکار و پنهان به هرج و مرج دامن زده شد. فقدان آگاهی های لازم و در خلا یک نیروی انقلابی و فقدان شور و حال مبارزه جویانه و عدم درک شرایط و بر اثر یاس ناشی از عدم تعمیق مشروطیت و ارزشهای آزادیخواهانه و ادامه سلطه خارجی بلحاظ داخلی شرایط برای ظهور یک دیکتاتور وابسته در قالب و هیبت یک ُ ُ منجیُ ُ فراهم آورد. بهترین دلیل بر این ادعا مراجعه به گفته های به گفته های ژنرال ادموند آیرونساید فرمانده انگلیسی کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ است. به گفته های او درباره احمد شاه قاجار و مقایسه اش با رضا خان توجه نمائید: ُ ُ… وقتی به مرد چاقی که لباس فراک خاکستری به تن داشت و به هنگام شنیدن حرفهای من به طرز عجیبی می لرزید نگاه می کردم، با خود می اندیشیدم که دیدن نمونه ای از یک انسان در هم شکسته در مقامی به این اهمیت تا چه حد دردناک استُ‌ ُ، ُ ُنفرات واحد آتریاد همدان بشاش بودند. فرماندهی آنها مردی بود با قامتی به بلندای بیش از ۶ پا با شانه هایی فراخ و چهره ای بسیار مشخص و متمایز، بینی عقابی و چشمان درخشانش به او سیمایی زنده می بخشید که در آن مکان دور از انتظار بود. نام او رضا خان بودُ ُ. این کلام نشان می دهد که وقتی صحنه سیاسی از انقلابیون جان برکف تهی شد و در فقدان عناصر و رجل سیاسی استخوان دار راه حل جامعه ایران گرفتار شده در دامن هرج و مرج نه در ترویج فکر و اندیشه و آموزش و ترویج آگاهی های لازم سیاسی و اجتماعی و همچنین بسط آزادی های فردی و اجتماعی بلکه به زعم ژنرال آیرونساید پناه بردن به فردی ُ ُبلند قامت با شانه های فراخ و دارای بینی عقابی و چشمان درخشان ُ ُ است و اینتچنین است عنصری نتراشیده و نخراشیده توسط سید ضیا طباطبایی مهره وابسته کشف گردید. کودتای ۱۲۹۹به کمک او و نقشه ژنرال آیرونساید و هدایت لشگر تحت امر رضا خان تدارک دیده شد. بنا به این طرح لشکر تحت فرماندهی رضا خان قزاق معروف به رضا پالانی از قزوین به قصد کودتا وارد تهران شد. هر آنکه را جنبده دید دستگیر کرد و به حبس و زندان فرستاد. او پله های قدرت را یک به یک در نوردید و ایران تهی شده از رجل سیاسی استخواندار مجبور شد در برابر اراده عنصر خشن و مستبد و وابسته به اجنبی تمکین کند. ظاهرا رضان میر پنج فرمانده کل قوا بود و بعدا وزیر جنگ شد اما در آن واحد با همه در تماس بود. از صنوف مختلف جامعه تا سفرای کشورهای دیگر. هر آنچه را که اراده می کرد می بایستی تحقق می پذیرفت. از اتومبیلی که از فرنانفرما در کنار خیابان دیده بود تا زمینی که در شمال شهر قرار داشت. با تک اشاره ای باید به اسم او سند می خورد. قزاقی که زمانی در اراک بعلت ضیق مالی ناشی از کم بودن حقوق نظامیان سعی در کناره گیری از نظامیگری داشت حالا صاحب کاخ های مختلف بود حتی ابایی هم نداشت که دستمزد معمار کاخ را هم نپرداخته و او را به تهمتی به زندان بیندازد (۱). از ُ ُرضا خان پالانیُ ُ تا ُ ُرضا خان میرپنجُ ُ تا ُ ُحضرت اشرفُ ُو ُ ُ سردار سپهُ ُ با بکارگیری خشونت و زهر چشم گرفتن از خودی تا بیگانه (۲) راه درازی نبود. تنها از دولت و مجلس و شاه اسمی باقی بود همه کاره حضرت اشرف بود و بس. او برای درنوردیدن پله های ترقی شدیدا تظاهر به دین داری می کرد. در روز عاشورا در جلوی دسته های عزداری نیروهای قزاق حرکت می کرد و در حالیکه فردی کاه به سر و صورت او و همراهان می پاشید شعار می داد ُ ُدر کربلا اگر قزاق بودی حسین بی کس و یاور نبودیُ ُ و طنز کلام آنکه جمعیتی که از جماعت رشتیان در حاشیه خیابان ناصر خسرو ایستاده بودند و در جواب شعار می دادند ُ ُدر کربلا اگر قزاق بودی چادر از سر زینب ربودیُ ُ این اشاره ای به سرکوب جنبش جنگل میرزا کوچک خان و غارتگریها و تجاوزات قزاق های تحت فرمان رضاخان در استان گیلان داشت (۳). رضا خان در دوران نخست وزیری در ادامه تظاهر به دینداری دستور داد که ُ ُیک نفر بر رعایت شرعیات در امور مطبوعات و ثبت نظارت کندُ ُ. اگر بعد از کودتای نظامی سوم اسفند ۱۲۹۹ تمامی احزاب و گروههای سیاسی از فعالیت باز مانده و فعالین سیاسی تحت تعقیب قرار گرفتند اما در همین دوره یعنی در سال ۱۳۰۱ ُ ُحوزه علمیه قمُ ُ توسط شیخ عبدالکریم حائری یزدی با ۲۹ حجره و ۲۵۰ طلبه تاسیس شد. علیرغم تمامی تحولاتی که همچون ُ ُکشف حجابُ ُ و حمله به حرم امام رضا و حرم حضرت معصومه در قم در دوران حاکمیت رضا خان وجود داشت اما او همواره با حائری یزدی در سازش بسر برده و حریم و حوزه آنها را محترم شمرده و در کارشان دخالت نمی کرد.

برای انتقال قدرت لازم بود که ابتدا نمایش جمهوریخواهی مبتذلی از سوی رضا خان شروع شود تا برای رفع تشویش از ُ ُ علما و آحاد قاطبه اهالی کشورُ ُزمینه برای انتقال قدرت و سلطنت به فرد بیسوادی فراهم آید تا از درون مشروطیت را که تنها اسمی از آن باقی مانده بود کاملا میان تهی سازد. با تجمعات فرمایشی زمینه انتقال سلطنت از قاجاریه به خاندان پالانی که حال نام پهلوی به خود گرفته بود فراهم آمد. دیکتاتور خشن بر تخت سلطنت نشست. تمامی دستاورد مشروطیت که مجلس بود با فرمایشی شدن انتخابات و بر نشاندن دست نشاندگان ُ ُبندگان اعلیحضرتُ ُ در آن به یک زایده در ذهن و نظر دیکتاتور تبدیل شد که بر آن نام ُ ُطویلهُ ُ نهاده بود و به هر مناسبتی قلدرمنشانه فریاد بر می آورد که ُ‌ُبلاخره من در این طویله را کاه گل خواهم گرفتُ ُ. با تحولی که در جامعه ایران تحت عنوان ُ ُانقلاب مشروطیتُ ُ بوقوع پیوسته بود دیگر نمی شد بدون تغییرات و رفرمهایی ایران را همچون دوران قاجاریه با بند و بست های استعماری اداره نمود. اگر دوران قاجاریه ایران بشیوه ملوک الطوایفی اداره می شد و این سیستم دیگر از کارآمدی لازم برای حفظ منافع استغماری برخوردار نبود و باید نظامی مبتنی بر ُ ُ اقتدار گرایی دیوان سالارُ ُ شکل می گرفت. رضا خان ماموریت داشت که با سرکوب خشن کشور را به این سو هدایت کند.

بحث را در قسمت آتی با آنچه که تحت سلطنت رضا خان بر ایران گذشت ادامه خواهیم داد.

پاورقی:

۱- بزگرفته از خاطرات سلیمان بهبودی پیشکار رضاخان و پسرش که عود را نوکر رضا خان می نامید. او در صفحه ۷ کتاب خاطرات خود چاپ پاییز ۱۳۷۲ ناشر صهبا از فردی بنام استاد محمدعلی صانعی یاد می کند که معمار عمارت جدید رضا خان یاد می کند که بعد از اتمام کارش به توطئه امیر لشگر کریم بوذرجمهری و به دستور رضا شاه به زندان افتاد. وساطت فرزندش محمد رضا کع آقاس صانعی برای او اسباب بازی می خریده باعث نجات او شد. آقای صانعی بعد از خلاصی از زندان برای دریافت بقیه طلبش هم مراجعه نکرد.

۲- منظور خویشی و بیگانه است. نه ایرانی و خارجی.

۳- بازهم برگرفته از کتاب خاطرات سلیمان بهبودی صفحه ۱۰ و ۱۱ جلد اول نشر صهبا به اهتمام غلامحسین میرزا صالح.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s