شعبده انتخاباتی پیش رو و آب پاکی که خامنه ای روی دست همه ریخت_ علیرضا یعقوبی

شعبده انتخاباتی پیش رو و آب پاکی که خامنه ای روی دست همه ریخت

خرداد ماه سال آینده شعبده انتخاباتی جدیدی پیش روی رژیم فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران قرار دارد. انزوای شدید داخلی و بین المللی رژِیم تمامی ارکان آن را دچار چنان لرزشهائی ساخته که مسئولان و دست اندرکاران آن را وادار به اعلام موضع ساخته و همگان از «فتنه ای جدید» بزرگتر از «فتنه 88» یاد می کنند. سیمای رژِیم برای داغ نمودن تنور انتخاباتی اقدام به برگزاری دو مناظره تلویزیونی نمود. همین «یک اشاره» کافی بود که خاتمی شتابان و با به «سر دویدن» به بررسی شرایط برای حضور در انتخابات بپردازد!. عده ای هم از گوشه و کنار به تشویقش پرداختند که در شرایط فعلی تنها او است که با طرح شعارهای نخ نما شده ای همچون «گفتگوی تمدنها» می تواند معامله را با «شیطان بزرگ» بنوعی جوش دهد. جناحهای محافظه کارتر هم که بقول خود سعی بر تعقل داشته و تن دادن «نظام» به تیپی همچون خاتمی آنهم بعد از سرکوب قیام مردمی سال 88 را بعید می داند بدنبال «هاشمی» افتاده تا بدلیل آنچه که «تجارب در روابط خارجی و مقبولیت در بین جناحها» می خوانند او را به کاندید شدن فراخوانند. هاشمی که یکبار در سال 84 بعینه شاهد انتقام گیری خامنه ای از خود بوده است هرگونه حضور در صحنه را منتفی دانسته و برای به چالش کشیدن خامنه ای مسئله «برگزاری سالم انتخابات» را طرح کرده است. خاتمی هم بعد از شایعه نامه نگاری او به خامنه ای از طریق هاشمی ضمن تکذیب این مطلب اعلام داشته شرایط را برای حضور به اصطلاح اصلاح طلبان فراهم نمی بیند. سوال اساسی این است که آیا خامنه ای در وضعیتی که رژیمش در بدترین شرایط ممکن در 34 سال گذشته قرار گرفته است و در شرایطی که «همینه» و آتوریته او بعد از جنایات کهریزک و کشتار مردم بیدفاع و زندانی کردن و به حصر خانگی کشاندن نزدیکترین «یاران امام» و «نخست وزیر امام» دچار ترک برداشتگی عمیق شده به حضور دوباره هاشمی و یا خاتمی در «مقام ریاست جمهوری» رضایت خواهد داد یا نه «نظر مرجع» همانی است که در پایان دوره نمایندگی مجلس ششم اعلام شد. خامنه ای اتمام آن دوره را «دور شدن بزرگترین خطر از سر نظام» ارزیابی کرد!. آیا شرایط کنونی به خامنه ای با توجه به موضع قبلی او درباده اصلاح طلبان فرصت یک «ناپرهیزی» دیگر را خواهد داد؟ یا نه او در راس هرم «نظام» سعی دارد که با کارت اصلاح طلبان برای کشاندن مردم به پای صندوق های رای بازی کرده و همچون سال ۸۸ در نهایت گماشته مورد نظر خود را از صندوق های رای بیرون آورد. واقعیت این است که در پایان دوره خاتمی دیگر خامنه ای هیچگونه ناپرهیری در رابطه با سهیم کردن اصلاح طلبان و یا جریان هاشمی در حاکمیت را به صلاح نمی دید بعبارت دیگر خامنه ای رژیم را پوسیده تر از آنی می داند که از پتانسیل جمع آوری جنگ و دعواهای درونی رژیم در پی ریاست جمهوری هاشمی و یا خاتمی برخوردار باشد. خامنه ای بعد از اتمام دوره ششم مجلس رژیم به تقلید از خمینی در پی آن بوده و هست که نقشی را که در دور اول انتخابات مجلس رژیم برای آرایش صحنه و در راستای حذف تمام عیار نیروهای انقلابی و مردمی و در راس همه مجاهدین به «نهضت آزادی» داده شده بود از باب «سوپاپ اطمینان» به «اصلاح طلبان» بدهد. سهم اصلاح طلبان در این راستا به حداکثر 30 تا 40 نماینده «وفادار به نظام» خلاصه می شد. بیش از این تعداد در واقع زیاده طلبی اصلاح طلبان محسوب شده و می بایستی به هر نحو ممکن از تحقق آن جلوگیری بعمل آید. اگر مهندس بازرگان این صداقت و یا سعادت را داشت که طی نامه ای به خمینی ایفای نقش «سوپاپ اطمینان» برای رژیم را مایه «خسر الدنیا و الاخره» خود و دوستانش ارزیابی کند جماعت اصلاح طلب با مشارکنی که در تمامی جنایات رژیم از روز اول بنیانگذاری داشته و دارد مسلما هیچگاه نه تنها به گناه بزرگ خود در مشارکت با دیگر جناح رژیم در سرکوب ها و جنایات بالاخص قتل عام سال 67 دارد اعتراف نکرده بلکه همچون اکبر گنجی تازه طلبکار سازمانها و گروههای اپوزیسیون و در راس همه مجاهدین هم شده و سوابق جنایتکارانه خود را عین صواب در این دنیا برای کسب ثواب اخروی هم می دانند.

در چنین شرایطی و در حالت بن بست کامل رژیم خامنه ای در قم و نماینده اش در سپاه آخوند علی سعیدی در تهران بطور هماهنگ و همزمان آب پاکی را روی دست همه ریختند. علی سعیدی در روز سه شنبه 19 دیماه با ذکر آنکه سپاه پاسداران «چارچوب ها و معیارها» را در انتخابات تبیین می کند گفت: «این به معنای دخالت در انتخابات نیست ولی وظیفه ذاتی ما مهندسی معقول و منطقی انتخابات است «!. خوب آخوندعلی سعیدی گمان برده که با بکارگیری چند کلمه روشنفکرانه همچون «تبیین و معیارو مهندسی» توانسته قریحه و هوش سرشار خود را به جماعت آخوند نشان داده و فخر بفروشد ولی گمان نمی برد که «معجزه هزاره سوم» با آن میزان درک و قریحه خود بلافاصله از آن «رمز گشائی» کرده و اعلام دارد: «کسانی که به فکر هدایت مردم در انتخابات هستند مردم او را هدایت خواهند کرد». بخصوص که خامنه ای در سخنرانی خود با توپ و تشر به خاتمی و رفسنجانی هشدار داده بود:»… انتقادشان از سلامت انتخابات به تحقق اهداف دولت های مستکبر کمک می کند» و همگان را به پرهیز از به شبهه انداختن مردم نسبت به تفلب در انتخابات فراخوانده بود و هنوز چند ساعتی از این سخن او نگذشته بود که گماشته اش اولین نفری بود که دستور ولی امر خود را به سخره گرفت. خامنه ای در ضمن اعلام داشت: «از اول انقلاب 34 انتخابات داشتیم کدامش آزاد نبوده است؟». او نمی داند یا خود را عمدا به بلاهت می زند که هم هاشمی و هم خاتمی و هم احمدی نژاد که امروز در برابر او قرار گرفته اند مدیران اجرائی همان «انتخابات آزاد» بوده اند که هر کدامشان پرونده ای قطور از تقلبات و اعمال «نظر مرجع» را زیر بغل دارند اگر او گمان می برد که «مصالح عالیه نظام» هاشمی و خاتمی را به خفت و خواری بیش از پیش درعدم افشای حقایق وادار می سازد اما گماشته او یعنی احمدی نژاد از جنسی دیگری است که او را بفکر واگذاری «نقش محلل» به اسفندباررحیم مشائی انداخته است. مگر او از پوتین چه کم دارد؟!. تازه توانسته طی دیداری چند کلمه ای به زبان انگلیسی ضمن احوالپرسی در ماه ژوئن سال نو را هم به او تبریک بگوید!.

و اما فشارهای اقتصادی ناشی از سو مدیریت و اختلاس و دزدیهای کلان از سوی عوامل رژیم از یک سو و تاثیر گذاری تحریمهای بین المللی از سوی دیگر به اصطلاح عقلا و بزرگان رژیم را به فکر چاره جویی انداخته است. آنها در پی کاندید شدن جان کری برای پست وزارت امور خارجه و چاک هیگل در مقام وزیر دفاع کابینه آتی دولت باراک اوباما با توجه به مواضع پیشین آن دو در قبال جاه طلبی های رژیم زمان را برای معامله با آمریکا را فراهم می بینند و در چنین فضایی حضور هاشمی رفسنجانی را در صحنه ضروری می بینند اما خامنه ای بعنوان ولی فقیه رژیم بیش از هر کس دیگری از عمق پوسیدگی و زوال رژیمش آگاه است و بخاطر همین هم هست که اصولا در دیدگاه او نه هاشمی و نه خاتمی جایی ندارند و این تنها نه بخاطر کینه اش از آن دو بلکه دیدن واقعیتها و مصالح به اصطلاح نظام است. حضور آنها از نظر خامنه ای تا آنجا مغتنم است که منجر به گرم کردن تنور انتخابات شود. اما اینکه چه کسی در نهایت در پس ُمهندسی انتخاباتُ بنا به وظیفه ذاتی سپاه پاسداران به زعم گماشته خامنه ای بر آن از صندوف ها بیرون می آید بستگی به نظر ولی فقیه رژیم دارد که زمان هنوز برای حدس فرد مورد نظر خامنه ای زود است. از یاد نبریم که ۸ سال پیش قرار بود که قالیباف بنا به نظر بیت رهبری از صندوق ها بیرون آورده شود و حتی آنچنان که تازگی فاش شده است قرار بود که احمدی نژاد مسول ستاد مرکزی انتخاباتی قالیبافغ باشد اما ظرف یک هفته آخر مانده به انتخابات نظر مرجع بر احمدی نژاتد قرار گرفت و چنان ظرف یک هفته در تحقق نظر آقا او چنان برکشیده شد که با حضورش در گردهمایی های انتخاباتی همه دچار غش و ضعف می شدند و حتی یک نفر در اصفهان بر اثر التهابات ناشی از دیدن او دچار سکته شده و درگذشت، آنچنان غش و ضعف هایی احمدی نژاد را چنان به توهم هاله نور انداخت که حتی در زمان حضور در مجمع عمومی ملل متحد خود او و همراهان آن را به عینه رویت کردند!. اما نظر خامنه ای هر چه که باشد و هر کسی را هم که بخواهد از درون صندوق ها بیرون آورد مرهمی بر درد بی درمان این رژیم نخواهد بود. مجموعه چالش ها و تضادهای درونی و بیرونی رژیم با مردم ایران و جامعه بین المللی عمیق تر از آنی است که با ریاست جمهوری این یا آن فرد در پس یک شعبده دیگر درمانی و حتی مرهمی بر آن متصور باشد. بیشک این رژیم در تمامیتش در دریای قیام ملت ایران و عزم و اراده بهترین فرزندانش در ارتش آزاریبخش ملی ایران نیست و نابود شده و خاکسترش هم در محلی دور دست به باد فنا داده خواهد شد. زمان زمان تغییر و قیام است. بهار ایران بیشک در راه است. برای چنان روزی از امروز آماده شویم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s