آنهمه هیاهو برای هیچ _ علیرضا یعقوبی

دربی تیمهای پایتخت دیروز برگزار شد. مطابق معمول از یک هفته قبل روزنامه های ورزشی که در غیاب روزنامه های سیاسی فضای خبررسانی را پر کرده اند بر حساسیت این دیدار افزودند. مصاحبه های آنچنانی و رجز خوانی های معمول بین بازیکنان و پیشکسوتان دو تیم بهمراه کادر فنی آنها دوباره فضای ورزش کشور را در برگرفت. اما وقتی 90 دقیقه بازی دوتیم به پایان رسید همه به این واقعیت اذعان داشتند: «آنهمه هیاهو برای هیچ؟!» دریغ از یک صحنه کار دستجمعی و حتی یک صحنه یک و دوی ساده چنان فضاهای خالی در دو سوی میدان در اختیار تیم رقیب قرار می گرفت که اصلا در فوتبال مدرن و در سطح لیگ برتر سابقه نداشته و ندارد اما ساقهای سنگین شده را توان استفاده از آن فضاها نبود. واقعیت این است که فوتبال کشور از زمانیکه عرصه تاخت و تاز بی مایه ترین عناصر برخاسته از سپاه پاسداران قرار گرفت و این عرصه از حیات اجتماعی کشور تحت سیطره امنیتی جنگ سالاران قرار رفت شاهد یک عقبگرد مشهود در فوتبال کشور بودیم. اگر در سایر عرصه های سیاسی و اجتماعی از جمله جنگ می توان با تبلیغات گوبلزوار از شکست نکبت بار و «نوشیدن جام زهر» آنهم با لشگر آخوندهای «گاو گند چاله دهان» یک پیروزی ساخت اما در عرصه ورزش و در اینجا بطور اخص در فوتبال بعد از 90 دقیقه نتیجه بر تابلوی ورزشگاه نقش می بندد و تمامی شعارها و ادعاها و رجزخوانی ها در واقعیت ملموس و عینی خود را بنمایش می گذارد. نمی شود دیگر از شکست یک پیروزی ساخت. نمی توان از «امدادهای غیبی» و حضور «امام زمان» همچون جبهه های جنگ در میدان فوتبال سخن گفت هر چند هستند مربیان سنتی که توجیه شده اند بعد از هر پیروزی آن را «عنایت ویژه آقا امام زمان» قلمداد کنند اما بزودی رسوا شده و باید به دامن واقعیت و واقعگرائی پناه ببرند. 

در فوتبالی که به بازیکنانی بطور میلیاردی پرداخت می شود و بسیاری از آنها نمی توانند با شهرتی که از قبل بازی فوتبال بدست آورده اند کنار بیایند و با توجه به سقوط فرهنگی جامعه ناشی از حاکمیت نکبت بار آخوندی که نمود آن را در سنگباران تماشاگران دو تیم به عینه مشاهده کردیم و با مدیریت امنیتی تمامی امور اجتماعی از جمله ورزش شاهد سقوط هولناک هستیم. در سطح ملی نتیجه این سقوط را در می توان درکیفیت بازی تیم ملی مشاهده نمود که در تهران و جلوی چشم صد هزار نفر به مساوی با تیم ملی قطر رضایت می دهد. اینها چیزی نیست جز سپردن امور به دست کودن ترین پاسداران جهل و جنایتی که اصولا هیچ درکی از مقوله «علم مدیریت» نداشته و با توجه به ضعف شخصیت تنها همه را مجیزگوی خود طلب می کنند و اینچنین است که در استادیوم ورزشی بهمت مشتی جیره خوار تحت نام «لژیونر» بجای تشویق بازیکنان تیم خودی شاهد سر دادن شعار «به احترام سردار تیم مقابل خبردار» هستیم. آنچه که مختص کشورهائی با حاکمیت استبدادی بوده و در هیچ کجای دنیا دارای قرینه و متشابه نمی باشد. کجا در فوتبال تیمهای مشهور از رئال مادرید و بارسلونا و منچستریونایتد شاهد تشویق مدیریت تیم ها آنهم بطور مشمئزکننده هستیم؟ براستی جواب این سقوط اخلاقی جامعه و کشاندن آن بسمت مجیزگوئی و تملق را چه کسی باید بدهد؟ جامعه ای سراپا تحقیر شده و بیمار که «حرمت انسان» و «کرامت انسانی» در آن لگدمال شده و در تلاش خودبخودی برای احیای آن جامعه بسمت سنگ پرانی و تجاوز به حقوق یکدیگر کشانده می شود و نتیجه آن چیزی نیست جز «تفرقه» که مورد خواست و نیاز حاکمیت فاشیسم مذهبی حاکم می باشد. نتیجه سنگ پرانی های دیروز بازهم مجازات توده های مردم و تماشاگرانی است که همواره در تمامی موارد «مزغ عزا و عروسی» شده اند.

امید است با سرنگونی تمام عیار این رژیم و واگذاری باشگاهها به صاحبان اصلی خود یعنی توده های مردم شاهد یک دگرگونی بنیادی در «مدیریت ورزشی» باشیم که در آن اصل همانا رشد ورزش کشور و اعتلای آن و زمینه سازی و فراهم آوردن امکانات برای بروز استعدادهای جوانان کشور و باور کردن سجایای انسانی می باشد. در چنان حالتی می توان به رشد سیسنماتیک ورزش کشور از جمله فوتبال در کنار رشد و ترقی اجتماعی و فرهنگی در جامعه امیدوار بود. اینچنین باد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s