بنیادگرائی مذهبی پاسخ به صورت مسئله هزاره سوم نیست (1)_ علیرضا یعقوبی

با فروریختن دیوار برلین و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق پیشروی دنیای سرمایه داری و «اقتصاد بازار» به حریم کشورهائی که قبلا «بلوک شرق» نامیده می شدند آغاز شد. بموازات این پیشزوی خصوصی کردن تمامی خدمات دولتی همچون آب و برق و تلفن در کشورهای صنعتی با سرعت عجیبی به وقوع پیوست. مالکیت کارخانه ها و کارگاههای تولیدی برای جلوگیری از ریسک پذیری «سرمایه» به بورسها و بنگاه های مالی انتقال یافت و رابطه بین عنصر خالق ارزش اضافی یعنی «کارگر» با صاحبان واحدهای تولیدی و تجاری یعنی «کارفرما»جای خود را به رابطه بین «مدیر مورد اعتماد سهامداران» و «کارگران و کارکنان» شرکت داد. همزمان طرح «جهانی شدن تجارت» و طرح حل شدن «خرده فرهنگها ی بومی » در «فرهنگ جهانی» در راستای ایجاد بازارهای مصرف جدید از دهه 1980 میلادی بجای روابط گذشته نشست. روزی مارکس «کارگران را جهان وطن نامید» اما در طرح جدید و در عالم واقعیت «سرمایه جهان وطن» گشت. پائین بودن هزینه تولید انبوه در کشورهای رو به رشد به یمن «نیروی کار ماهر ارزان» و گریز از قوانین دست و پاگیر سندیکائی و حقوق و ارزشهای به اثبات رسیده کارگری شرایط فرار سرمایه ها را از کشورهای صنعتی به کشورهائی که دارای زیر ساخت های لازم «انباشت اولیه» (1) بودند را فراهم آورد که همین امر به شکل گیری «اقتصادهای نو ظهور» در دهه گذشته در چین و در دهه اخیر در هند انجامید که بترتیب از بیشترین جمعیت در جهان برخوردارند. در اقتصاد نوین یا جهانی شده برای غرب و دنیای صنعتی تنها دو شغل باقی ماند یکی طراحی و یا دیزاین و یا کشف و تحقیقات تولید اولیه و دوم بازاریابی و فروش و خدمات بعد از آن. یعنی تبدیل جنس از یک شیئی و واحد مادی به یک شیئی و واحد اجتماعی برای ردو بدل کردن و فروش. تنها کشورهائی می توانستند از این فضای جهانی شدن استفاده کنند و به حوزه کشورهای توسعه یافته راه یابند که زمینه همه جانبه و گسترده برای جذب سرمایه ها را با زیر ساختهای لازم همچون ایجاد راه های ارتباطی و آموزش همه جانبه علمی و تخصصی بالاخص آموزش کارگران ماهر و متخصص همچون کره جنوبی فراهم آورده باشند. بزودی با طرح جهانی شدن تضاد بین دو قطب ایدئولوژیک شرق و غرب به دو قطب مادی ثروتمند و فقیر انتقال یافت. با این واقعیت که با پیشرفت و انقلاب و انفجار در علوم و تکنولوژِی خبر رسانی مردم کشورهای جهان سوم بطور مستقیم و عریان در ارتباط تنگاتنگ با دنیای مدرن و پبشرفته قرار گرفتند که شاید هرگز نتوانند آن را لمس کنند اما با در ارتباط ارگانیک و پیوسته با آنچه را که هرگز به آن دست نخواهند یافت قرار دارند به عبارت ساده تر امروز هر کسی می تواند تماشاگر جهانی شود که اغلب بعنوان بازیگر نمی تواند در آن نقشی داشته باشد. اینها تماما به همت انقلاب و انفجار درتکنولوژی خبر رسانی بوقوع پیوسته است. ساکنان در یک روستای دورافتاده در آفریقا با فشار یک دکمه می توانند تماشاگر آنچه در آن واحد در نیویورک و توکیو و برلین و پاریس و لندن می گذرد باشند و ذهن آنها از آنچه که دیگران دارند و او ندارد متاثر شده و تاثیر پذیرد. توجه داشته باشیم که تمامی کشورهای اسلامی در ردیف همین تماشاگران بوده که خود بنام «کشورهای جهان سوم» یا «کشورهای رو به رشد» تعریف می شوند و هیچکدام در عرصه رقابت جهانی و در بازار تجارت جهانی سهمی بیش از یک درصد بجز ترکیه و عربستان سعودی و اندونزی و مالزی ندارند. سهم ایران از اقتصاد جهانی بنا به گفته اسدالله عسگر اولادی رئیس اتاق بازگانی سابق رژیم و عضو موتلفه اسلامی نیم درصد در جهان هم نمی باشد. بسیاری از مردم این کشورها از درآمدی کمتر از 2 دلار در روز برخوردارند. این فاصله عظیم بین فقیر و غنی با توجه به فرهنگ بومی و مذهبی این کشورها و فقر علمی ناشی از درصد بالای بیسوادی که در بعضی از این کشورها به بالای 60 درصد می رسد زمینه رشد جریانات بنیادگرائی همچون القاعده و طالبان را فراهم می آورد که عاجز ار درک علمی این فاصله و راههای برون رفت از عقب ماندگی های موجود و ملموس چاره را در اشاعه نفرت و کینه و ایجاد فاجعه هائی همچون یازده سپتامبر می بینند. غافل نباشیم که غول بنیان کن بنیادگرائی برخاسته از حاکمیت پدرخوانده تروریسم در کشوری است که فاز سرمایه داری با سیکل معیوب را در جامعه خود تجربه کرده بود. با این مقدمه به طرح این سوال راه می بریم که آیا بنیادگرائی مذهبی و یا اسلامی به معنای اخص خود پاسخگوی تضادها و مسائل دنیای مابعد صنعتی است؟. در یک کلام باید راه حل مسائل حاضر و آینده در بازگشت به گذشته ای جستجو کرد که با دنیای امروز با تمامی مولفه های آن بفاصله ای 1400 ساله قرار دارد؟

چالش های موجود و پبش روی «جهانی شدن»

همگان بیاد دارند که »معجزه هزاره سوم» (2) همواره در نامه های خود برای سران کشورهای صنعتی از جمله آمریکا و آلمان دم از یافتن راه حلی جامع برای مسائل جهانی شده و با لودگی خاص خود دم از ملاقات با رهبران و سران کشورهای صنعتی و ریختن همه مسائل روی میز و ارائه دادن راه حل ها و اینکه مردم جهان خود قضاوت کنند که چه کسی راه حل بهتری داشته باشد!. واقعیت انکارناپذیر این است که نه تنها او بلکه هیچکدام از کارشناسان کذائی این رژیم که بدنبال ارائه «راه حل راهبردی» برای مسائل گوناگون هستند هیچ درکی از مسائل و چالش های دنیای مدرن نداشته تا چه رسد که بتوانند برای آن راه حلی ارائه دهند این رژیم و سرانش با راه حل های قرون وسطائی برای مشکلات و چالش های دنیای مدرن خود به بزرگترین مسئله مردم ایران و جزئی و بخشی از مسائل و معضلات و چالش های بین المللی تبدیل گشته تا چه رسد بخواهند راه حلی برای چالش ها و بحرانهای جهانی ارائه دهند. و اما چالش ها ی جهان امروز و آینده کدامند و راه حل های آنها چیست؟

جمعیت کنونی جهان 6 میلیارد می باشد که از این تعداد یک میلیارد نفر ثروتمندند و 2 میلیارد نفر هم در تلاش کسب ثروت اند و 3 میلیارد نفر هم بمعنای واقعی کلمه فقیرند و از در آمدی کمتر از 2 دلار در روز برخوردارند و هیچ چشم اندازی برای کمتر شدن این فاصله تا سال 2050 بنا به تحقیقات و پیش بینی های کارشناسان بین المللی با توجه به داده های حاضر وجود ندارد. در سال 2050 جهان چیزی در حدود 9 میلیارد جمعیت خواهد داشت حتی اگر تمامی پیش فرض های کنونی مبنی بر «گذار جمعیتی» (3) تا آن زمان تحقق یافته باشد. از این تعداد جمعیت جهان در سال 2050 با توجه به پیش بینی های انجام شده 2 میلیارد ثروتمند 2 تا 3 میلیارد نفر در تلاش برای کسب ثروت و 4 تا 5 میلیارد نفر گرفتار فقر شدید خواهند بود. یعنی در یک کلام بیش از 50% به جمعیت فقیر جهان نسبت به شرایط کنونی افزوده خواهد شد در کنار مشکلات بنیادی و لاینحلی همچون خاک و آب (4) و مسکن و مشکلات اکولوژیکی و یا زیست محیطی که هیچ اراده ای در کشورهائی که باید سهم بیشتری در حل آن بعهده بگیرند در حال حاضر دیده نمی شود. براستی جواب بنیادگرائی مذهبی بنا به تجربه مشخص ایران کنونی بعنوان «ام القرای اسلامی» به زعم رهبران آن چیست؟ بطور نمونه سیاست آنها در زمینه جلوگیری از رشد بی رویه جمعیت در دنیای فقیر که تمامی کشورهای اسلامی به آن تعلق دارند چیست؟ چه برنامه ای برای آموزش و رفع بیسوادی دارند در حالیکه خود در تضاد بنیادی با علم و پیشرفتهای علمی بسر برده و گسترش آن را نافی عفت عمومی دانسته و بجز بکارگیری سلاح در راستای کشتار به هیچ علم و دانشی احاطه نداشته تا بتوانند در جهان پرشتاب و پررقابت امروز کشورهای خود را به سوی توسعه و پیشرفت هدایت نمایند. دنیائی که راه حل تمامی مشکلات و. چالش های پیش روی آن در گریز مداوم و پیوسته و همه جانبه از دنیای جبر و استبداد به سوی دنیای اختیار و آزادی در پرتو بسط و توسعه دانش عمومی و تخصصی تعریف می شود.

در قسمت بعدی و انتهائی بحث به چالش های پیش رو و راه برون رفت از آن در کشورهای فقیر و جوابهای بنیادگرائی مذهبی می پزدازیم.

1- اقتصاددانان «انباشته اولیه» را سرمایه گذاری در راه ایجاد همه جانبه زیر ساخت های توسعه یعنی «آموزش» تعریف کرده اند. هر کشوری که از زیر ساخت های محکمتری برخوردار باشد در عصر جهانی شدن سهم بیشتری در جذب سرمایه ها ی بین المللی در راستای رشد متوازن و همه جانبه در کنار عواملی دیگر خواهند داشت.

2- لقبی که فاطمه رجبی همسر غلامحسین الهام وزیر سابق دادگستری احمدی نژاد و عضو سابق حقوقدانان شورای شورای نگهبان به احمدی نژاد داده است.

3 – «گذار جمعیتی» یعنی پائین اوردن حد متوسط بارداری در زنان از وضعیت کنونی در جهان به 2/1 در سال 2025 است. این رقم در کشورهای فقیر در حال حاضر رقم 6/4 است.

4- بسیاری کارشناسان مسائل جهانی بر این عقیده اند که جنگ جهانی سوم «جنگ آب» و مالکیت و تصرف آن خواهد بود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s