بعد از گردهمائی ویلپنت_ علیرضا یعقوبی

25 ژوئن 2012

گردهمائی ویلپنت با شرکت دهها هزار نفر از هموطنان آزاده و شریف و هواداران و حامیان مقاومت ایران در سراسر جهان به پایان رسید. وصف صحنه هائی که در این گردهمائی شکل گرفت از قلم نگارنده حاضر خارج است. اجتماعی از همدلی و همراهی با مقاومت سرافراز و خون فشان که فتح قله آزادی و رهائی یک خلق در زنجیر را هدف غائی و نهائی خود قرار داده است. به یمن افشاگریهای بی امان یاران اشرف نشان مقاومت در سراسر گیتی مردم آزاده جهان به خطری که جهان را نفرت برخاسته از بنیادگرائی تهدید می کند پی برده اند لذا چاره را برای مهار هیولای بنیادگرائی در حمایت و همبستگی با مقاومت ایران یافته اند چرا که در عمل به عینه پی برده اند که تنها و تنها مقاومت ایران است که از یارای ایستادگی تمام عیار علیه این غول آدمیخوار برخوردار است. آنها تلاش و همت فرای طاقت انسانی اشرف نشانان را به عینه شاهدند و بدین طریق از رنج و دردی که اشرفیان یعنی رزم آوران آزادی ایران زمین از بند فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران بطور مستمر و روزانه با آن دست و پنجه نرم می کنند قرار دارند. آنها به این واقعیت اذعان دارند که فشارها و درد و رنج های اشرفیان قهرمان تنها بخاطر اراده و عزمی است که آنها در سرنگونی تمام عیار دشمن بشریت معاصر از خود بروز داده اند. اینگونه است که قلب های بشریت آگاه با قلب های اشرفیان می تپد و آرمان مشترک انسانی را فریاد می کند. تبلور این واقعیت را در مراسم ویلپنت نظاره گر بودیم.

و اما پیام گردهمائی ویلپنت چه بود؟ در کنار تمامی نگرانی ها برای اشرفیان و ساکنان قهرمان لیبرتی پیام ویلپنت چیزی نبود جر ایستادگی و قیام به وظیفه مبرم هر ایرانی در راستای سرنگونی رژیم فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران. اگر نبود مبارزه و قیام برای سرنگونی رژیم ضدبشری آخوندی اینهمه فشار و نوطئه و سرکوب و رنج و عذاب موضوعیتی نداشت. خانم مریم رجوی در سخنرانی خود در این گردهمائی که تک تک واژه ها و کلمات آن برخاسته از یک حقیقت انکارناپذیر یعنی عزم جزم مجاهدین و اشرفیان بر پیمانشان با خلق محبوب خود برای تحقق آزادی ایران زمین بود پس از برشمردن تمامی دسیسه ها و مکر و نیرنگها و ناجوانمردیها و تجاوزات به حقوق اشرفیان و ساکنان قهرمان لیبرتی و نقض تمامی قراردادهای دو چانبه بین نمایندگان اشرفیان و دولت عراق و نادیده گرفتن تمامی آنها توسط نماینده ملل متحد و دولت آمریکا در راستای سازش و استمالت از آخوندهای خونریز و مزدور عراقی اش طی پیامی به جوانان ایران از آنها خواست که با الهام ازعزم و رسم و رزم اشرفیان برای قیام به وظیفه ملی و میهنی خود یعنی سرنگونی رژیم آخوندی بپا خیزند. چرا که تمامی هم و غم و رنج و آلام هر اشرفی و هر عنصر مجاهد خلق چیزی نیست جز عزم و اراده آنها برای سرنگونی رژیم آخوندی و آزادی خلق محروم و محبوب و در بندشان. آنها در این مسیر از هفت دریای خون گذشته اند. تمامی ناجوانمردیها را به جان خریده اند اما هنوز از تمنا و آرزوی دیرینه و اصلی شان یعنی سرنگونی رژیم ولایت فقیه دست نکشیده اند و عزم جزم کرده اند که این آرزوی و تمنای ملت ایران را با چنگ و ناخن و دندان هم که شده به تحقق برسانند. تمامی دسیسه ها تمامی زد و بندها و تمامی رنج و آلام و فشاری که بطور روزمره اشرقیان و ساکنان لیبرتی تحمل می کنند چیزی نیست جز پایبندی تمام عیار بر خواست تمامی ملت ایران. مسلما این خواست و اراده ملی تحقق خواهد یافت. هر مجاهد خلق و هر اشرفی و هر اشرف نشانی که توانسته سی و اندی سال بار یک آرزو و تمنای ملی را بر دوش بکشد و از تمامی مصائب و ابتلائات سربلند بیرون بیاید مسلما این شایستگی و توان را خواهد داشت که قیام نهائی خلق را هدایت و رهبری کند.

آنچه که به مجاهدین و اشرفیان و ساکنان قهرمان لیبرتی بر می گردد امری است که خود به آن اشراف داشته و به آن عمل کرده و می کنند اما پیام خانم رجوی برای ما اشرف نشانها چیست؟ مگر این شعار همه ما اشرف نشانها نیست که در هر کارزاری فریاد بر می آوریم: مریم مهر تابان/ می بریمش به تهران. خوب این شعار برای هر اشرف نشانی بار مسئولیت خود را بهمراه دارد. امروز بعد از قیام عمومی سال 88 فضا برای شناساندن رهبری قیام به توده های بجان آمده از ستم آخوندها بیش از هر زمان دیگری مساعد است. واقعیت این است که هیچ قیامی بدون راهبری و هدایت از سوی مقاومتی که صلابت رهبری آن در پروسه سی و اندی سال مبارزه بی امان با بنیادگرائی مذهبی به اثبات رسیده میسر و امکان پذیر نیست. باید رهبری قیام را به توده ها شناساند و باید به مردم ایران و در راس همه جوانان رشید و رزم آور ایرانی این واقعیت را انتقال داد که تنها در پرتو هدایت و راهبری مسعود و مریم است که می توان انقلاب علیه فاشیسم مذهبی حاکم به پیش برد و به پیروزی رساند. تجربه تلخ و خونین سرکوب قیام سال 88 که در پناه روحیه سازشکار رهبری آن بوقوع پیوست پشتوانه ادعای ماست. دوران انقلابات خودبخودی و «هر فرد یک ستاد» (1) بپایان رسیده است. انقلاب و پیش بردن امر آن تشکیلات و راهبری انقلابی را می طلبد که درکی روشن از شرایط و تاکتیک های مبارزاتی با توجه به نقاط ضعف و قوت دشمن دارد و از چنان انسجامی برخوردار است که با سرکوب و جنایت و دسیسه و خدعه دشمن تسلیم نشده و با اتخاذ راهکارهای مناسب انقلاب را بسمت زمین گیر کردن دشمن و پیروزی نهائی به پیش می برد. باید راه دیالوگ و گفتگو با جوانان ایرانزمین یعنی نسل سوم انقلاب را پیدا نمود. دوران جدید الزامات خود را می طلبد. باید بتوانیم با شناخت مولفه ها و شرایط روحی و روانی حاکم بر جوانان ایرانی که از رنج تحقیر و سرکوب عاملان و آمران جنایت و شکنجه را شناخت. زبان آنها را فهمید. روحیه سلحشوری و رشادت و غرور ملی را در آنها احیا نمود و آنها را به حقوق و جایگاه انسانی شان در دنیای امروز آگاه نمود. تمامی تبلیغات دشمن ضد بشری و دم و دنبالچه های آنها در جنگ روانی با مقاومت ایران در همین نقطه گره می خورد که می خواهند نسل جوان ایرانی از شناخت پیشقراولان آزادی محروم بماند و در نهایت با آنها گره نخورده چرا که پیوند نسل جوان با تشکیلات انقلابی و تطهیر یافته به خون مقاومت را بزرگترین و تنها دشمن خود می داند. لذا در داخل تمامی ابزارهای سرکوب و تبلیغات سوء را بکار گرفته و در عرصه جهانی نیز به کمک دم و دنبالچه ها و لابی رسوا و «هم غزه و هم لبنان » گوهای اپوزیسیون به اصطلاح قانونی به سمپاشی علیه مقاومت در راستای سازش و مصالحه تمام عیار با فاشیسم مذهبی و حفظ بقای ننگین آن مشغولند. پس در چنین فضائی بر ما اشرف نشانها است که با استفاده از تمامی ابزارهای نوین خبر رسانی و ارتباط جمعی پیام انقلاب و رهائی را در وسیعترین شکل ممکن به درون جامعه ایران و بین جوانان سلحشور ایرانی ببریم. ارتباط ارگانیک با داخل وظیفه مبرم انقلابی هر اشرف نشانی است. بطور مشخص هر کدام از ما می تواند و باید با ده هموطن در داخل کشور ارتباط داشته باشد. با کلام نو با آنها سخن بگوید. این واقعیت انکارناپذیر برخاسته از رزم اشرفی یعنی «کس نخارد» را به بین آنها ببرد. آنها را به زیباترین واژه ها و کلام با برنامه ها و خواسته های مقاومت ایران آشنا سازد و در یک کلام زمینه پیوند آنها را با پیشتاز انقلابی فراهم آورد. زمان زمان قیام به این وظیفه ملی است. ما اشرف نشانها با الهام از عزم و رزم اشرفی ها می توانیم و باید زمینه پیوند دو عنصر «پیشتاز و توده» را محقق سازیم. ابزارهای نوین ارتباط جمعی این اجازه را بما می دهد که بتوانیم این خواست مبرم روز را جامه عمل بپوشانیم و با دیدی روشنتر با توجه به شرایط داخلی و منطقه ای به سمت سازماندهی قیام ملی که بیشک فرا خواهد رسید برویم. ایران زمین باید آزاد شود. بر بهار سرنوشت ایران زمین است که فرا رسد و بر خورشید آزادی ایران زمین است که بر دمد. پس ای یاران اشرف نشان در راستای پیوند اشرفیان با جوانان برومند و جان برکف ایرانی متحد به پیش گام بر داشته و با درک مسئولیت خود به آن قیام کنیم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s